خرید بک لینک
دل نوشته های مهرداد یاسمی آثار ادبی و متن های ادبی در حوزه ادبیات از رویا تا واقعیت ✍️مهرداد یاسمی ۱۴۰۵/۰۵/۱۷«از رویا تا واقعیت» در دل بیمارستان زیبای شهید رحیمی خرم آباد که روزی تصور میکردیم در صورت لزوم هلی ک‌وپتر بیماران را بر سقفش می نشاند ، همانجایی که قرار بوده تب ها فرو بنشیند، هوای خودش تب دارد. بیمار بر تختش هنوز ننشسته که اورژانسی تر از دردش و از فشار تورم دارو و مخارج سنگین، باید به فکر خنک کردن اتاقش باشد انجاست که در ذهنش پنکه ای را که از خانه آورده روشن میکند؛ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: mehrdadyasemi07 تاريخ: يکشنبه 8 شهريور 1405 ساعت: 21:05

دل نوشته های مهرداد یاسمی آثار ادبی و متن های ادبی در حوزه ادبیات زیر میزی ✍️مهرداد یاسمیبیست و ششم مرداد ۱۴۰۵زیرمیزی مرضی خطرناک تر از سرطان بدخیمدرمان، حق بیمار است نه معامله‌ای راز آلود و پنهان در سایه‌ها و در زیر میزها ۰ پزشکی زمانی شریف می‌ماند که شفقت و دلسوزی بر نرخ و پول غلبه کند و نجات جان، بهانه‌ای برای دریافت‌های پنهانی و کارت خوان های بی حساب و کتاب نباشد دقیقا همان جایی که عده ی سوداگر بی مذهب آتشی برای سوختن آبروی قشر شریف جامعه روشن و بر آن می‌دمند. زیرمیزی، ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: mehrdadyasemi07 تاريخ: يکشنبه 8 شهريور 1405 ساعت: 21:05

دل نوشته های مهرداد یاسمی آثار ادبی و متن های ادبی در حوزه ادبیات بدهکار و بستانکار ✍️ مهرداد یاسمیجمعه 30مردادماه 1405«بدهکار و بستانکار»دنیا این جانی آدم کش قاتل «حال خوب بی‌قید و شرط» و یک «آرامش عمیق و ممتد» به تک‌تک ما که روزگارمان به معنای واقعی روزگاری سیاه است بدهکار است. در دفترچه‌ی حساب و کتاب این روزگار، ما طلبکارانی هستیم که سهممان از سبد زندگی، به یغما رفته است.و هر لحظه مورد غارت این دنیای بی رحم قرار می‌گیریم . ستاره شناسان و منجمان کتاب که برایمان باز کردند ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: mehrdadyasemi07 تاريخ: يکشنبه 8 شهريور 1405 ساعت: 21:05

✍️مهرداد یاسمی۱۴۰۴/۰۴/۲۲"زالوهای سیری‌ناپذیر؛ آبروی دختران لر، طعمه هوس و پول"در سکوت شب، در کوچه پس کوچه‌های شهر آب و افلاک شهر مهربانی و مهمانداری ، صداهایی شنیده می‌شود که نه از جنس نجوای زندگی، که فریاد دردمند غیرتی است که قربانی منفعت‌طلبی شده. عده‌ای،بی همه چیز بی شرافت با دلی به تاریکی شب و وجدانی به سفارشی‌گری دنیا، آبروی نازنین‌ترین گل‌های خرم‌آباد، دختران نوجوان این دیار را، چون زالوانی بی‌رحم، می‌درند.آنها با طناب پوسیده هوس و تار و پود فریبنده پول، بازی را آغاز کرده‌اند. بازی‌ای که دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: mehrdadyasemi07 تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 5:10

✍️مهرداد یاسمیبیست و نهم تیرماه 1404 «تابستان ناکوک »تابستان امسال، نه آن فصلی است که شاعران در وصف سایه‌سار درختانش غزل می‌سرایند و نه آن فصلی که از زبان مرحوم سقایی آرزویمان بوده آنجا که میگوید (چنی دلم میها و لوی آوی قل مرغی و لیوان شراوی) امسال تابستان، فصلی‌ست که در آن «بقای اصلح» دوباره معنا می‌شود. ما در خرم‌آباد، در میانهٔ دشت‌های سوخته و حرارتی که گویی از دهان اژدهای «فلک‌الافلاک» برآمده، در حال انجام یک آزمایش بیولوژیک بزرگ هستیم: آزمایشی چون آزمایش موش سفید و ناز آزمایشگاهی برای اثباتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: mehrdadyasemi07 تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 5:10

✍️ مهرداد یاسمی هفتم مردادماه 1405 «سوگ نامه» به یاد آنان که نقاب خاک بر چهره کشیده‌اند و از هیاهوی جهان، تنها سکوت سنگین مزار را برگزیده اند.«در ضیافت خاموش خاک»داد و صد داد ، از آن دمی که قفس تنگ تن می‌شکند و پرنده، رها از قید زمان و مکان، به دیاری کوچ می‌کند که تنها میدانیم نامش «ابدیت» است. آنانی که امروز، «خاک سرد» را بالین خویش ساخته‌اند و در آغوشِ کشنده‌ی زمین، به خوابی ابدی فرو رفته‌اند، مگر از این دنیای مادی و خاکی چه می‌خواستند جز آرامشی که در هیاهوی زیستن، هرگز نیافتند؟دیوارهای تنگ گوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: mehrdadyasemi07 تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 5:10

✍️ مهرداد‌ یاسمی یازدهم مردادماه ۱۴۰۵«مرثیه‌ای برای هجرت روح»ما همه، مسافران بی کس و غریب این خاکیم؛ تبعیدیان و زندانیان ملکوتی که در کالبد تنگ و تاریک بدن، «حبس ابد و یک روز » خورده‌ایم. این غزل حضرت مولانا که می‌فرماید «مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک چند روزی قفسی ساخته شد از بدنم » نه فقط چند واژه بر کاغذ، که شناسنامه‌ی گم‌گشته‌ی انسان بدبخت و غریب و بی کس است؛ انسانی که هرگاه به تماشای غروب‌های خون‌رنگ و قرمز آفتاب افلاک می‌نشیند، یا در کوچه پس‌کوچه‌های ریشه‌دار دیارمان، رد پای «اصالت» را میادامه مطلب

برچسب: نویسنده: mehrdadyasemi07 تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 5:10

دل نوشته های مهرداد یاسمی

آثار ادبی و متن های ادبی در حوزه ادبیات

###برادری عهدی ناگسیتنی

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: mehrdadyasemi07 تاريخ: 1405/4/22 ساعت: 13:05

دل نوشته های مهرداد یاسمی

آثار ادبی و متن های ادبی در حوزه ادبیات

###برادری عهدی ناگسیتنی

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: mehrdadyasemi07 تاريخ: 1405/4/22 ساعت: 13:05

دل نوشته های مهرداد یاسمی

آثار ادبی و متن های ادبی در حوزه ادبیات

###برادری عهدی ناگسیتنی

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: mehrdadyasemi07 تاريخ: 1405/4/22 ساعت: 13:05

دل نوشته های مهرداد یاسمی

آثار ادبی و متن های ادبی در حوزه ادبیات

خاکسترنشینان بی هیاهو

✍️مهرداد یاسمی
«مرثیه‌ای برای خرم‌آباد؛ شهر رویاهای مهاجر»

اینجانب مهرداد یاسمی این متن را برای روایت غمی که در کوچه پس‌کوچه‌های این دیار می‌تپد، نگاشته‌ام:
اینجا، در حصار صخره‌های ستبر که گویی قامت آفتاب را نیز سرکوب می‌کنند، هوا نه فقط از غبار، که از سنگینی بغض‌های فروخورده‌ پُر است.
خرم‌آباد، این مهد تمدن‌های دیرین، اکنون به کتیبه‌ای بدل شده که سطرهایش را فقر، و حواشی‌اش را حسرت نوشته است.
معتقدم دره ی خرم آباد را برای رکورد عجیب مادران جدا از فرزند و پدران منتظر پسران
و انبوه بغض‌های مشترک بین والدین و فرزندان باید ثبت جهانی می‌کردند.

بر قلب جوانان این دیار، گویی نه غبار زمان، که خاک سرد قبرستانی پاشیده‌اند که مرده‌اش،یا از دیوار آرزوهای دیگران یا در حال سنگ نمای مجلل کاخهای از ما بهتران یا برق فشار قوی شهر غریب یا تیرباران پژوی ۴۰۵ شوتی و ...
آنان آرزوهای نرسیده به مقصدند.
جوانی که در پس کوچه‌‌های استیجاری، تمام دارایی‌اش را در کیسه‌های کوچک انتظار جای داده و شب را به امید فردایی که سال‌هاست نیامده، صبح می‌کند.
اینان، نسل سوخته‌ای نیستند؛ اینان نسل «خاکسترنشینان بی‌هیاهو» هستند که در بازارِ بی‌رحم آمارها، رتبه‌شان در شاخص فلاکت، تنها عدد یک است بر کاغذ؛
اما در حقیقت، ضرب‌آهنگ شکستن استخوان‌های غرور پدرانی است که در خانه را با شرمندگی می‌بندند و مادری که برای نان شب، سفره‌ی خالی را به دعا می‌گشاید.و انگار تا همیشه روزه هستند و افطارشان نیز ظهر ماه رمضان است .

دروازه‌های خرم‌آباد، دیگر دروازه‌ی بازگشت نیست؛ دروازه‌ی «بدرقه» است.
شهر، فرزندانش را در آغوش قطارهای دور رو
و اتوبوس‌های بی‌بازگشت عسلویه و تهران و راوند کاشان و یزد و اردکان و .... می‌سپارد.
هر مسافر، پاره‌ای از تن این شهر است که کنده می‌شود و با خود، عطر بلوط‌های پیر و نوای غمگین «مویه» را به غربت می‌برد.

اینجا، بغض‌ها با مصرع بیت اول «مه غریو پر مال ناگرونم» گشوده می‌شوند؛ صدایی که از حنجره‌ی مادران و پدران دور از فرزند مانده تاریخ خرم‌آباد؛ شهر چشمه‌های خشکیده و آرزوهای دفن‌شده در پیچ‌ و خم دره‌های زاگرس.

این متن را با بغض گشوده و چشمانی اشکبار برای روایت غمی که در کوچه پس‌کوچه‌های این دیار می‌تپد، نگاشته‌ام

مهرداد یاسمی۱۴۰۵/۰۴/۱۴

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: mehrdadyasemi07 تاريخ: 1405/4/22 ساعت: 13:05

دل نوشته های مهرداد یاسمی

آثار ادبی و متن های ادبی در حوزه ادبیات

خرم اباد

✍️مهرداد یاسمی
�مرثیه‌ای برای خرم‌آباد؛ شهر رویاهای مهاجر�

اینجانب مهرداد یاسمی این متن را برای روایت غمی که در کوچه پس‌کوچه‌های این دیار می‌تپد، نگاشته‌ام:
اینجا، در حصار صخره‌های ستبر که گویی قامت آفتاب را نیز سرکوب می‌کنند، هوا نه فقط از غبار، که از سنگینی بغض‌های فروخورده‌ پُر است.
خرم‌آباد، این مهد تمدن‌های دیرین، اکنون به کتیبه‌ای بدل شده که سطرهایش را فقر، و حواشی‌اش را حسرت نوشته است.
معتقدم دره ی خرم آباد را برای رکورد عجیب مادران جدا از فرزند و پدران منتظر پسران
و انبوه بغض‌های مشترک بین والدین و فرزندان باید ثبت جهانی می‌کردند.

بر قلب جوانان این دیار، گویی نه غبار زمان، که خاک سرد قبرستانی پاشیده‌اند که مرده‌اش،یا از دیوار آرزوهای دیگران یا در حال سنگ نمای مجلل کاخهای از ما بهتران یا برق فشار قوی شهر غریب یا تیرباران پژوی ۴۰۵ شوتی و ...
آنان آرزوهای نرسیده به مقصدند.
جوانی که در پس کوچه‌‌های استیجاری، تمام دارایی‌اش را در کیسه‌های کوچک انتظار جای داده و شب را به امید فردایی که سال‌هاست نیامده، صبح می‌کند.
اینان، نسل سوخته‌ای نیستند؛ اینان نسل �خاکسترنشینان بی‌هیاهو� هستند که در بازارِ بی‌رحم آمارها، رتبه‌شان در شاخص فلاکت، تنها عدد یک است بر کاغذ؛
اما در حقیقت، ضرب‌آهنگ شکستن استخوان‌های غرور پدرانی است که در خانه را با شرمندگی می‌بندند و مادری که برای نان شب، سفره‌ی خالی را به دعا می‌گشاید.و انگار تا همیشه روزه هستند و افطارشان نیز ظهر ماه رمضان است .

دروازه‌های خرم‌آباد، دیگر دروازه‌ی بازگشت نیست؛ دروازه‌ی �بدرقه� است.
شهر، فرزندانش را در آغوش قطارهای دور رو
و اتوبوس‌های بی‌بازگشت عسلویه و تهران و راوند کاشان و یزد و اردکان و .... می‌سپارد.
هر مسافر، پاره‌ای از تن این شهر است که کنده می‌شود و با خود، عطر بلوط‌های پیر و نوای غمگین �مویه� را به غربت می‌برد.

اینجا، بغض‌ها با مصرع بیت اول �مه غریو پر مال ناگرونم� گشوده می‌شوند؛ صدایی که از حنجره‌ی مادران و پدران دور از فرزند مانده تاریخ خرم‌آباد؛ شهر چشمه‌های خشکیده و آرزوهای دفن‌شده در پیچ‌ و خم دره‌های زاگرس.

این متن را با بغض گشوده و چشمانی اشکبار برای روایت غمی که در کوچه پس‌کوچه‌های این دیار می‌تپد، نگاشته‌ام

مهرداد یاسمی۱۴۰۵/۰۴/۱۴

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: mehrdadyasemi07 تاريخ: 1405/4/22 ساعت: 13:05

دل نوشته های مهرداد یاسمی

آثار ادبی و متن های ادبی در حوزه ادبیات

زالوهای سیری ناپذیر،آبروی دختران معصوم ،طعمه هوس و‌پول

✍️مهرداد یاسمی
۱۴۰۴/۰۴/۲۲

"زالوهای سیری‌ناپذیر؛ آبروی دختران لر، طعمه هوس و پول"

در سکوت شب، در کوچه پس کوچه‌های شهر آب و افلاک شهر مهربانی و مهمانداری ، صداهایی شنیده می‌شود که نه از جنس نجوای زندگی، که فریاد دردمند غیرتی است که قربانی منفعت‌طلبی شده.
عده‌ای،بی همه چیز بی شرافت با دلی به تاریکی شب و وجدانی به سفارشی‌گری دنیا، آبروی نازنین‌ترین گل‌های خرم‌آباد، دختران نوجوان این دیار را، چون زالوانی بی‌رحم، می‌درند.

آنها با طناب پوسیده هوس و تار و پود فریبنده پول، بازی را آغاز کرده‌اند.
بازی‌ای که در آن، آبروی یک ملت، هویت یک قوم، و نجابت یک نسل، مهره‌های سوخته‌ای بیش نیستند.
لر بودن، افتخار است؛ اصالت است؛ ریشه‌ای است که در دل تاریخ این سرزمین دوانده شده. اما این زالوها، این خون‌آشامان شرافت، گمان کرده‌اند که می‌توانند با نجاست خود، این ریشه پاک را آلوده کنند.

بازی با آبروی دختران نوجوان، بازی با آینده است.بازی با آبروی مادران الان و مادران آینده ست.
بازی با اعتماد است. بازی با حرمت است. اینان، نه از جنس مردم لر، که طفیلیانی هستند که بر تن این ملت سربلند، چنبره زده‌اند تا از شیره جانش، از آبروی گران‌بهایش، برای ارضای شکمبه‌های خالی خود، ارتزاق کنند.

اینجا خرم‌آباد است؛ شهر لاله‌ها. شهری که مردمانش در شرافت، در نجابت، در ایستادگی، شهره آفاقند.
اجازه ندهیم که این زالوهای بی‌شرف، لکه‌ای ننگین بر دامان این شرافت بنشانند.
اجازه ندهیم که هوس و پول، آبروی دخترانمان را، که امانت‌های الهی در دست جامعه‌اند، لگدمال کنند.

وقت آن رسیده که فریاد برآوریم. وقت آن رسیده که دست این زالوها را کوتاه کنیم. وقت آن رسیده که بدانند آبروی ملت لر، خط قرمز ماست. بازی با آبروی دخترانمان، بازی با آتش است؛ آتشی که دامن خودشان را خواهد سوزاند.

هشدار به کسانی که با آبروی مردم بازی می‌کنند: بدانید که آبروی ملت، کوهی است استوار که هیچ طوفانی قادر به تخریب آن نیست. و بدانید که فرزندان این آب و خاک، در دفاع از شرافت و آبروی خود، چون کوه خواهند ایستاد.

✍️مهرداد یاسمی« با دلی پر زخون و خشم»
بیست و دوم تیرماه و چهارصد و چهار

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: mehrdadyasemi07 تاريخ: 1405/4/22 ساعت: 13:05

صفحه بندی